على محمدى خراسانى
51
شرح مكاسب (فارسى)
كار اكراهبردار نيست و اكراه مجوّز آن نمىشود و حق ندارد بگويد : المأمور معذور و من مجبورم و حق دارم خون فلانى را بريزم و . . . خير به حكم روايات باب تقيّه كه در ادامه به آن اشاره خواهيم كرد ، خون و جان تقيّهبردار نيست . ولى ما عداى خون از ساير محرّمات و معاصى همه و همه در سايهء اكراه جايز مىگردد . قوله : اذا لم يمكن اين كلمه هم قيد ديگرى است براى كذلك يباح . . . يعنى ما يلزمها من المحرمات . . . و ما يتفّق فى خلالها . . . همه و همه در سايهء اكراه حلال مىشود به شرط اينكه شخص والى راه فرارى از ارتكاب محرّمات نداشته باشد و گرنه با امكان تفصّى مىتوان گفت كه مكره نشده و حق ارتكاب ندارد . قوله : و لا اشكال : آنچه تا به حال در تنبيه اوّل آورديم جاى كمترين اشكالى نيست انّما الاشكال در اينست كه : محرّمات دو دسته مىباشند : 1 - محرمات خالقيّه : محرماتى كه صددرصد حق الله است و حق الناس در آن نيست مثل شرب خمر ، ترك صلوة و صوم و . . . 2 - محرمات خلقيّه : محرماتى كه پاى خلق در ميان است و به حق الناس مربوط مىشود از قبيل هتك حرمت ديگران ، غارت اموال كسان ، صدمهء جانى به آنان و . . . حال بواسطهء اكراه و تهديد محرمات الهيه مباح مىشوند و قدر متيقّن از رفع ما اكرهوا عليه همين قسم است يعنى اگر انسان را مجبور كردند به افطار در ماه رمضان ، اين افطار براى او حرام نخواهد بود و موجب كفّاره هم نمىشود و . . . ولى سخن در اينست كه آيا در اثر اكراه محرمات خلقيّه هم مباح مىشود يا خير ؟ به عبارت ديگر كارهائى كه هركدام به نحوى اضرار به غير است از قبيل ضرب و جرح و قتل فلانى ، غارت اموال او ، هتك حرمت او و . . . از كارهائى كه جزء